گوریل فهیم

متن مرتبط با «همزیستی مسالمت آمیز از دیدگاه» در سایت گوریل فهیم نوشته شده است

گزارشی از آدم‌های متولد نشده

  • نیلوبلاگ

    در این مقاله تلاش کرده‌ایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «آدم‌های متولد نشده» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. دیشب دوستم علیرضا از استرالیا تو فیسبوک بهم پیام داد. علیرضا دوستی بود که حدود پانزده سال پیش با هم به کتابخانه ملی در بزرگراه حقانی می‌رفتیم و آنجا با هم آیلتس می‌خواندیم. آخرین باری که با هم چت کرده بودیم برای ده س...

    ادامه مطلب
  • روایت تازه از quiero hacer contigo lo que la primavera hace con los cerezos

  • نیلوبلاگ

    در ادامه این مطلب، مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده درباره «quiero hacer contigo lo que la primavera hace con los cerezos» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. می‌خواهم به تو همان عشقی را تقدیم کنم، که بهار به درختان گیلاس اعطا کرد -پابلو نروداترجمه گوریل فهیم، از اسپانیاییپانوشت: دارم اسپانیایی یاد می‌گیرم، و یکی از خوبی‌های اسپانیایی یادگرفتن ...

    ادامه مطلب
  • بررسی خلاصه‌ای از شروع اکتبر

  • نیلوبلاگ

    این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «خلاصه‌ای از شروع اکتبر» تهیه شده است و مهم‌ترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. یک. دو تا کتاب جدید خریده‌ام. یکی درباره درست کردن قهوه و دیگری چند تا داستان ساده اسپانیایی. از خریدن این دو تا کتاب اندازه یک گوریل سه ساله هیجان‌زده هستم.دو. امروز بعد از مدت‌ها به کافه کنار آپارتمانم آمده‌ام ...

    ادامه مطلب
  • روایت تازه از در مصائب خانه‌به‌دوشی

  • نیلوبلاگ

    در ادامه این مطلب، مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده درباره «در مصائب خانه‌به‌دوشی» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. اجاره‌نشینی یعنی اینکه هرازچندگاهی همه وسایل خانه را می‌چپانی در یک عالمه کارتن و کامیون اسباب‌کشی را بار می‌زنی و به یک آپارتمان جدید منتقل می‌شوی. یک سری خوبی‌هایی دارد. مثلا اینکه آدم را از یکنواختی کشدار دیوارهای همیشگی و ا...

    ادامه مطلب
  • جزئیات تازه از ایبوبروفن

  • نیلوبلاگ

    اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «ایبوبروفن» هستید، در ادامه این مطلب تازه‌ترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. تعطیلات آخر سال است و من یک هفته با درد یکنواخت و کشدار دندان شماره ۱۳ دست و پنجه نرم می‌کردم. همه دندانپزشک‌های شهر برای تعطیلات به ویلاهایشان در کلورادو و فلوریدا رفته‌اند و شهر از دندانپزشک خالی شده است. با ...

    ادامه مطلب
  • گزارشی از سینماروی

  • نیلوبلاگ

    در این مقاله تلاش کرده‌ایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «سینماروی» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. دیشب بعد از حدود چهارصد سال به سینما رفتم و فیلم مایکل را دیدم. زندگی‌نامه مایکل جکسون. از لحاظ بصری فیلم خوبی بود، ولی شخصیت‌های داستان را خیلی سطحی و کم‌عمق نشان می‌داد. با اینحال داشتم فکر می‌کردم چقدر به سینما رفتن حس خوبی...

    ادامه مطلب
  • گزارشی از دفن شده در دیتاسنتر پیونن

  • نیلوبلاگ

    در این مقاله تلاش کرده‌ایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «دفن شده در دیتاسنتر پیونن» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. ⁨همین‌جوری از سر بیکاری رفتم اسم فامیلم‌ را در اینستاگرام جستجو کردم. تو یک اکانت در اعماق اینستاگرام با این عکس مواجه شدم. توی کپشن نوشته بود: مرحوم مظفر گوریلی (فرض کنید گوریلی اسم خانوادگی من است).خب من این...

    ادامه مطلب
  • خلاصه‌ای از شروع اکتبر

  • نیلوبلاگ

    یک. دو تا کتاب جدید خریده‌ام. یکی درباره درست کردن قهوه و دیگری چند تا داستان ساده اسپانیایی. از خریدن این دو تا کتاب اندازه یک گوریل سه ساله هیجان‌زده هستم.دو. امروز بعد از مدت‌ها به کافه کنار آپارتمانم آمده‌ام تا در اینجا کار کنم.سه. آخر هفته به مکزیکوسیتی یا سیوداد د مکزیکو می‌روم. نوشته شده توسط گ ف | در سه شنبه ۱۴۰۴/۰۷/۱۵ | بخوانید...

    ادامه مطلب
  • نوروز درمانگر غم روزهای از دست رفته

  • نیلوبلاگ

    امسال میخواهم برای اولین بار بعد از سالها مراسم نوروز را به جا بیاورم. برای همین مقدار معتنابهی از چک لیست برای خودم درست کردهام. قرار است که آیین خانهتکانی را مثل یک موبد زرتشتی به جا بیاورم. زمین را تمیز کنم، پنجرهها را برق بیاندازم و ملحفهها را بشورم. بعد میخواهم سفره هفتسین هم بچینم. یادم است آخرین باری که سفره هفتسین چیدم فروردین 1384 بود. سال غمانگیزی بود. سالی بود که مامان و بابا از هم جدا شدند. مامان با برادرم به تهران رفتند. من و بابا تو کرج داشتیم برای یک ماه به دیوارهای خالی و سفید خانه نگاه میکردیم. نوروز شده بود و من برای اینکه یک مقدار دنیای خاکستری آن روزها را رنگی کنم تو اتاق خوابم یک هفتسین کوچک چیده بودم. با همان چیزهای دم دستی که از تو آشپزخانه پیدا میشد. سماق، سرکه، سیب و...

    ادامه مطلب
  • از دو که حرف میزنم

  • نیلوبلاگ

    امروز بالاخره بعد از گذشت پنج روز از خانه خارج شدم. وقتی که نسیم خنک و مطبوع بیرون پوست تنم را لمس کرد از شدت هیجان به نفس نفس افتادم. سوار ماشین شدم و صدای موزیک را زیاد کردم و بعد انداختم توی بزرگرا...

    ادامه مطلب
  • بازگشت به رینگ بوکس

  • نیلوبلاگ

    این آخر هفته به یک پنل نویسندگان دعوت شدهام که درباره نوشتن کتابهایم و روند چاپ آنها توضیح دهم. وقتی که صاحب موسسه برای شرکت در پنل برایم دعوتنامه فرستاد داشتم از خوشحالی بال در میآوردم. حس بوکسوری را داشتم که سی سال از آخرین مبارزهاش گذشته است و حالا کاملا به دست فراموشی سپرده شده است. زندگی نکبتبار و بیهودهای دارد. تا اینکه بعد از گذشت تمام این سالها برای یک مبارزه جدید به رینگ بوکس دعوت میشود. دارم مثل بوکسور کذایی خودم را برای مبارزه جدید آماده میکنم....

    ادامه مطلب
  • موازی بودگی

  • نیلوبلاگ

    ما دو خط موازی هستیمکه نه در دنیای ریاضینه در دنیای فیزیکو نه در دنیای آدمهابه هم نمیرسیملعنت به قوانین طبیعت...

    ادامه مطلب
  • من و لیلی در میرزای شیرازی

  • نیلوبلاگ

    یکی از بهترین جاهای تهران احتمالا خیابان میرزای شیرازی است. این را لیلی به من گفت وقتی که داشتیم پیاده به سمت موزه بتهوون در خیابان میرزای شیرازی حرکت میکردیم. گفت اگر دست خودش باشد دوست دارد اینجا ...

    ادامه مطلب
  • تنازع بقا

  • نیلوبلاگ

    یکی از بزرگترین موارد اختلاف بین من و پدرم انتخاب کانال تلویزیون بود. همیشه یک جدال در حد تنازع بقا برای اینکه کدام شبکه برنامه پخش کند در خانه ما جریان داشت. من طرفدار دو آتشه شبکه دو و سه بودم به هم...

    ادامه مطلب
  • برگ درخت خیابان مک کازلند

  • نیلوبلاگ

    ساعت هفت صبح تقاطع دیل و مککازلند ایستاده بودم و منتظر بودم که چراغ سبز شود و خواب همچنان در چشمهایم موج میزد و ذهنم همچنان درگیر خوابهایی بود که دیشب دیده بودم و مغزم مثل میدان انقلاب شلوغ و پر دود و بوق بود و در عالم خودم بودم که سرم را پایین انداختم و ناگهان این برگ کوچک را دیدم کنار کفشم روی پیادهرو افتاده بود؛ به من خیره شده بود و هیچ حرفی نمیزد.انگار که برای سالها میشناختمش. تنها کاری که انجام دادم این بود که ازش عکس بگیرم؛ در کنار پیادهروی سیمانی. حالا دارمفکر میکنم که الآن این نیمه شب دارد چهکار میکند. بچه که بودم ویر این را داشتم که فکر کنم اشیاء چه بلایی سرشان میآید. وقتی که قایق کاغذی را توی جوب پر از آب رها میکنی چه سرنوشتی پیدا خواهد کرد؟ و حالا دارم به سرنوشت این برگ فکر میکنم...

    ادامه مطلب
  • من در این گوشه اتاق آرام دراز کشیدهام

  • نیلوبلاگ

    من در این گوشه اتاق آرام دراز کشیدهام و برای ساعتها به لغزش خستگیناپذیر سیمهای ویلونسل گوش میدهم که مثل موج تمام اتاق را و مرا و بیخوابی را غرق در خودش کرده است. شب دراز است و بیخوابی امان آدم را میبرد. شب دراز است و سایههای اشیاء بزرگتر از همیشه بر روی دیوار ایستادهاند و با اوج و فرود نتها میرقصند... تا صبح....

    ادامه مطلب
  • همزیستی مسالمت آمیز با اشیاء

  • نیلوبلاگ

    به نظرم همهی آدمها باید برای خودشان حداقل یک عروسک داشته باشند. طرز تفکر جامعه ما آنقدر سنتی است که حتی عروسک را برای پسربچهها هم ممنوع کرده است. فقط دختربچهها میتوانند عروسک داشته باشند و عروسکبازی کنند. و شاید دخترهای تینیجر یا دانشگاهی اگر بخواهند خیلی جینگولکی باشند و کودک درونشان را زنده نگاه دارند. اینطوری میشود که پسربچهها، آدمبزرگها، زنها و مردها، به خاطر اضطراب از آن نگاه سنتی میترسند عروسک داشته باشند یا برای خودشان عروسک بخرند.برای همین است که من وقتی در این زندگی یا زندگیهای بعدی رئیسجمهور شدم میخواهم انقلاب و...

    ادامه مطلب