در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «در مصائب خانهبهدوشی» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
اجارهنشینی یعنی اینکه هرازچندگاهی همه وسایل خانه را میچپانی در یک عالمه کارتن و کامیون اسبابکشی را بار میزنی و به یک آپارتمان جدید منتقل میشوی.
یک سری خوبیهایی دارد. مثلا اینکه آدم را از یکنواختی کشدار دیوارهای همیشگی و از سنگینی سایه اجسام روی دیوار که زاویه و اندازهشان را در تک تک ساعتهای روز حفظ هستی نجات میدهد. وارد فضای جدیدی میشوی و انگار زندگی جدیدی شروع میکنی.
ولی خب سختیها و مشکلاتی هم دارد. یک حس خانهبهدوشی که همیشه تو ذهن آدم جریان دارد. حس اینکه به جایی تعلق نداری. حس معلق بودن در فضا و مکان. و راستش را بخواهید من متخصص تجربه حس معلق بودن در فضا و زمان هستم. شاید حتی بتوانید یک دکترای افتخاری خانهبهدوشی به من اعطا کنید. انگاری چهل سال زندگی را در اسبابکشی و مهاجرت سپری کرده باشم.
گاهی مواقع نصفه شب در تاریکی مطلق از خواب بیدار میشوم و یکی از ترسناکترین چیزهایی که تجربه کردم سرم میآید. اینکه برای چند ثانیه نمیدانم توی کدام یک از خانههایی که در آن زندگی کردهام هستم و چه کسی غیر از من در آن خانه حضور دارد. اینکه تو چه سالی از زندگی به سر میبرم.
آیا سیاوش چهار ساله هستم که تو خانه اجارهای گوهردشت کرج زندگی میکنم؟ یا سیاوش هجده ساله در عظیمیه؟ یا بیست و دو ساله در آپارتمان تهران؟ یا بیست و پنج ساله در خانه دانشجوییام در سنندج؟ یا سی ساله در ایلینوی؟ یا شاید سال ۲۰۲۱ است و من در آپارتمان سینت لوییس هستم و مامان در اتاق کناری در بستر بیماری خوابیده و انتظار مرگ میکشد؟
بگذریم... همیشه تو هر خانهای که میروم از کنج و زوایای مختلفاش عکس میاندازم. تا بعدا یادم نرود تو چه آپارتمانهایی زندگی کردهام.
شاید یک روز هم خانه خریدم و از این خانهبهدوشی رها شدم. ولی دیروز یک ایمیل به صاحبخانهام فرستادم و درخواست کردم که اجاره آپارتمانم برای یک سال دیگر تمدید شود و خوشحال شدم که تا یک سال دیگر نیازی نیست به سراغ کارتنهای اسبابکشی بروم.
برچسب:
نویسنده: سام نیکفر